نظام سلامت در ایران بهعنوان یکی از ارکان اساسی حکمرانی عمومی، با چالشهایی همچون توزیع نامتوازن منابع، تمرکزگرایی، نابرابری در دسترسی به خدمات و نبود شفافیت در مدلهای کسبوکار مواجه است. این پژوهش با هدف ارائۀ الگویی بهینه برای حکمرانی نظام سلامت، سه مدل حکمرانی متمرکز، غیرمتمرکز و نیمهمتمرکز را بررسی و مقایسه میکند. با استفاده از رویکرد کیفی- کمی، دادهها در بخش کیفی از طریق مصاحبه با کارشناسان و در بخش کمی، با استفاده از پرسشنامههای استاندارد استخراج شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از روش تحلیل چندمعیارۀ تاپسیس استفاده شد تا گزینههای مختلف حکمرانی نظام سلامت ارزیابی و رتبهبندی شوند. بر این اساس، سه مدل حکمرانی براساس ۳۰ معیار کمی و کیفی سنجیده شد. برخی از مهمترین معیارها شامل عدالت فضایی، کیفیت خدمات سلامت، میزان دسترسی به خدمات، فاصلۀ جغرافیایی، موفقیت طرح پزشک خانواده و نقش طب سنتی و مکمل بود. برای هر معیار، ایدئالهای مثبت و منفی تعیین و فاصلۀ هر مدل از این ایدئالها محاسبه شد. نتایج نشان داد که مدل نیمهمتمرکز با مقدار نزدیکی نسبی (6859/0= Ci)، مطلوبترین گزینه برای حکمرانی نظام سلامت ایران محسوب میشود. این مدل، با ترکیب سیاستگذاری متمرکز و اجرای غیرمتمرکز، توازن مناسبی میان نیازهای محلی و استانداردهای ملی ایجاد میکند و از مزایای تمرکز و تمرکززدایی بهطور همزمان بهرهمند است. همچنین این الگو با برقراری تعادل میان تمرکز در سطح ملی و تفویض اختیار به مناطق، نیازهای خاص هر منطقه را پوشش میدهد و با حفظ استانداردهای کشوری، به بهبود کیفیت و کارآمدی خدمات کمک میکند.