کسبوکار اجتماعی نوعی کسبوکار است که هدف اصلی آن حل یک معضل اجتماعی یا زیستمحیطی است، درحالیکه از مدلهای کسبوکاری برای رسیدن به پایداری مالی و عملیاتی استفاده میکند. بهعبارت دیگر، این کسبوکارها مثل شرکتهای سنتی در پی سودآوریاند، اما سود بهدستآمده بیشتر برای گسترش فعالیتهای اجتماعی و حل مشکلات استفاده میشود و نه لزوماً برای افزایش ثروت سهامداران. از سوی دیگر در سالهای اخیر که مفهوم منابع انسانی جای خود را به سرمایۀ انسانی داده است و توسعۀ دانش مهمترین بنیاد تمدن بشری تلقی میشود. هدف پژوهش حاضر، سنجش وضعیت موجود نظام جانشینپروری و راهکارهای دستیابی به وضع مطلوب در کسبوکارهای اجتماعی است. روششناسی پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی است. برای این منظور از طریق نمونهگیری در دسترس، 150 نفر از افراد کسبوکارهای اجتماعی انتخاب شدند و اطلاعات آنها با استفاده از یک پرسشنامۀ استاندارد گردآوری و تحلیل شد. روشهای آماری بهکاررفته شامل آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کولموگروف- اسمیرنوف)، آزمون تی تکنمونهای و تی دوجفتی با استفاده از نرمافزارهای آماری SPSS 22 است. نتایج نشان میدهد که میان وضعیت موجود نظام جانشینپروری و وضعیت مطلوب آن در کسبوکارهای اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد.